کیارشکیارش، تا این لحظه: 18 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

روزهای خوب کودکی

کیارش و کلاس موسیقی

هفته گذشته رفتیم مسافرت خونه عمه کیارش .کلی به ما و کیارش خوش گذشت .عمه کیارش براش جوجه خریده بود و کیارش گاهی وقت ها می رفت و بهشون غذا می داد و خیلی جوجه ها رو دوست داشت. به خاطر سفرمون نتونستم هفته گذشته کیارش رو کلاس موسیقی ببرم .امروز برا اولین بار کیارش رو بردم کلاس .کیارش از همه بچه های کلاس کوچکتره .امروز هم  اولش راضی نمی شد تنهایی بره ولی بالاخره راضی شد و خدا روشکر خوشش اومد .خلاصه براش یه بلز( مثل سنتور) خریدیم که باهاش آهنگ بزنه .در کل کلاس جالبی دارن. خدا کنه دفعه بعد راحت تر بره کلاس و از کلاسش بیشتر لذت ببره.
7 تير 1390

كيارش و كلاس نقاشي

امروز براي اولين بار كيارش رو بردم كلاس نقاشي.چون اولين بارش بود كه ازم به خاطر رفتن به كلاس جدا مي شد اولش گريه كرد و گفت من مي ترسم. بعد از چند دقيقه و رفتن من به سر كلاس و صحبت كردن با كيارش بالاخره سر كلاس موند .درس اولش فقط خط خطي كردن بود و رنگ آميزي يه خورشيد.خلاصه آخراي كلاس هم اول همه از سركلاس با دفتر نقاشي و مدادرنگي بيرون اومد و گفت من ديگه خسته شدم ،خوابم مياد ديگه بريم خونه. منم به حرفش گوش دادم و اومديم خونه .حالا فردا كلاس موسيقي داره تا فردا چي بشه و ببينم چه فيلمي با اين آقا كيارش داشته باشيم. ...
1 تير 1390

كيارش و آرايشگاه

ديروز رفتم آرايشگاه.موهامو تغيير رنگ دادم و يه رنگ روشن زدم. وقتي اومدم خونه و كيارش موهاي منو ديد گفت : مامان چه كار كردي ؟ گفتم :رفتم موهامو رنگ كردم.كيارش برگشت وگفت : منم رفتم آرايشگاه موهامو سياه كردم.چشمامو هم سياه كردم.   ...
30 خرداد 1390

کیارش و نانوایی

چند روز پیش با بابا داریوش رفته بودیم بیرون.از کنار یه عروسی که همسایه نانوایی بود رد شدیم. شب که می خواستیم بخوابیم و صدای موزیک عروسی می اومد کیارش گفت : عروسی پیش مغازه نونه.     ...
29 خرداد 1390

روزپدر(2)

روز پدر بر همه پدرها که نگاهشان مظهر عشق و دست هایشان همیشه تکیه گاهی مهربان برای دست هایمان بوده است مبارک باد.   ...
26 خرداد 1390